1. مهموم بودن براین آن امام
أ. بعلت اینکه دست ما از دامان حضرتش کوتاه است و دیدگان ما به نور جمالش روشن نمی شود. شيخ صدوق در (امالى) و شيخ طوسى در(امالى) و ابن شيرويه در(فردوس) از قول حضرت رسول نقل كرده اند كه : «ایمان نیاورده بنده تا اینکه نزد او من محبوب تر از جان او باشم و عترت من محبوب تر از عترتش وذات من محبوب تر از ذات او باشد.»
در(خصال) و(من لا يحضره الفقيه) از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «پنج نفرند كه نمى خوابند تا آنكه شمردند از آنها ... محبّى را كه مترقّب مفارقت حبيب خود است.»
همچنین در دعای ندبه می خوانیم: « كاش مى دانستم كه تو در كجا اقامت نمودى ؟ و كدام زمين و خاك تو را برگرفته ؟ آيا به رضوى جاى دارى يا ذى طُوى ؟ گران است بر من كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و نشنوم از تو، نه آوازى و نه رازى.
گران است بر من كه احاطه كند به تو، بلا، نه به من و نرسد به تو، از من ، نه ناله اى و نه شكايتى .
جانم فداى تو غايبى كه از ما كناره ندارى !
جانم فداى تو دور شده اى كه از ما دورى نگرفتى !
جانم فداى تو كه آرزوى هر مشتاق آرزومندى از مرد و زن كه تو را ياد آورند و ناله كنند!
گران است بر من كه من بر تو بگريم و خلق از تو، دست كشيده باشند.
گران است بر من آنكه جارى شود بر تو آنچه جارى شده نه بر ايشان.
آيا معينى هست كه طولانى كنم با او گريه و ناله را؟
آيا جزع كننده اى هست كه من او را بر جزعش يارى كنم . هر آنگاه كه خلوتى شد؟ آيا به چشمى (كنايه از بسيارى گريه است ) خاشاكى رفته ؟ كه چشم من او را بر آن حالت مساعدت كند؟
آيا به سوى تو راهى هست اى پسر احمد! كه به حضور جنابت مشرف شوند؟
آيا متّصل مى شود روز ما از تو به فرداى او كه محظوظ شويم و بهره بريم ؟
كى وارد مى شويم بر چشمه سارهاى سيراب كننده كه سيراب شويم ؟
كى سيراب مى شويم از آب گواراى تو كه تشنگى به طول انجاميد؟
كى صبح و شام به خدمتت خواهيم رسيد؟
كى تو ما را مى بينى و ما تو را و حال آنكه لواى ظفر و نصرت بر افراشته شده»
ب. ممنوع بودن آن سلطان عظیم الشان از حکومت بر جهانیان. و بجز آن خوفی که حضرتش از حاکمان ظالمان بر جان خود دارند. در(كافى) و(تهذيب) و (فقيه) روايت است كه امام باقر عليه السلام فرمود به عبداللّه ظبيان كه: «هيچ عيدى نيست براى مسلمين نه قربان و نه فطر، مگر آنكه تازه مى كند خداوند براى آل محمّد عليه السلام حزنى را.» راوى پرسيد: «چرا؟» فرمود: « زيرا كه ايشان مى بينند حق خود را در دست غير خودشان.»
ت. در دسترس نبودن راه اصلی شریعت و انحضار رسیدن به آن از طریق راه های باریک و تاریک که در هر رهگذر آن دزدان شریعت در کمین نشسته اند و پیوسته شکوک و شبهاتی را در قلوب عوام و بلکه خواص وارد می کنند تا جایی که یکدیگر را تکفیر و لعن می کنند و با این کار دشمنان را بر خود چیره می گردانند. از نشانه¬های دیگر آن باشد که دسته دسته مردم از دین خدا خارج می شوند و علمای راستین از اظهار علم خود عاجزند. و مصداق این وعده است که: «زمانی می رسد که نگه داشتن دین توسط مومن سخت تر خواهد بود از نگاه داشتن جمره ای آتش در دست!»
شيخ نعمانى روايت كرده از عميره دختر نفيل كه گفت : شنيدم حسين بن على عليهما السلام مى فرمايد: «نخواهد شد آن امرى كه شما منتظر آنيد تا اينكه بيزارى جويد بعضى از شما از بعضى و خيو اندازد بعضى از شما در صورت بعضى و شهادت دهد بعضى از شما به كفر بعضى و لعن كند بعضى از شما، بعضى را.» پس گفتم به آن جناب كه: «خيرى نيست در آن زمان ؟ » پس حسين عليه السلام فرمود: «تمام خير در آن زمان است . خروج مى كند قائم ما و همه آنها را دفع كند.»
و نيز ازجناب صادق عليه السلام خبرى نقل كرده به همين مضمون و از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام روايت كرده كه فرمود به مالك بن ضمره كه: «اى مالك ! چگونه اى تو، آنگاه كه شيعه اختلاف كنند چنين؟» و انگشتان مبارك را داخل نمود دريكديگر.پس گفتم : «يا اميرالمؤ منين! در آن زمان خيرى نيست ؟» فرمود: «تمام خير در آن وقت است ، خروج مى كند قائم ما. پس مقدّم مى شود بر او هفتاد مرد كه دروغ مى گويند بر خدا و رسول ، پس همه را مى كشد، آنگاه جمع مى كند ايشان را بر يك امر.»
2. انتظار فرج، افضل اعمال امت در ایام غیبت
أ. از تکالیف قلبیه برای مومنین ، در هر وقت و زمان، انتظار فرج آن بزرگوار است. انتظار بر ظهور دولت قاهره و سلطنت ظاهره امام عصر و پر شدن زمین از عدل و داد و غالب شدن اسلام بر همه ی ادیان، همانگونه که خداوند به پیامبر اکرم آن را وعده داده بود.
ب. در زیارت حضرتش می خوانیم: «السّلام على المهدى الّذى وعد اللّه به الامم ان يجمع به الكلم ويلم به الشعث ويملاء به الارض عدلا وقسطا وينجز به وعدالمؤ منين.» سلام بر مهدى آن چنانى كه وعده داده به او، جميع امّتها را كه جمع كند به وجود او كلمه ها را يعنى اختلاف را از ميان ببرد و دين يكى شود. و گرد آورد به او پراكندگيها را و پر كند به او زمين را از عدل و داد و انفاذ فرمايد به سبب او، وعده فرجى كه به مؤ منين داده .
ت. از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمودند: «هر كه انتظار برد ظهور حجّت دوازدهمى را، مانند كسى است كه شمشير خود را در پيش روى رسول خدا صلى الله عليه و آله برهنه كرده و و دفع دشمنان آن حضرت مى كند.»
3. دعا جهت حفظ وجود مبارک امام زمان علیه السلام
أ. از تکالیف زمان غیبت دعا کردن است برای حفظ وجود مقدس امام عصر علیه السلام از شرور شیاطین انس و جن و طلب تعجیل و نصرت و پیروزی بر کفار و ملحدین و منافقین. این امر نوعی اظهار بندگی و رضا به آنچه خداوند متعال وعده داده است، می باشد.
ب. از روایات اینگونه استنباط می شود که سبب دعا براى آن جناب ، يكى اداى رسم بندگى و تبعيت و وفاى حق بزرگى و جلالت است و ديگرى رفع موانع قبول و اجابت و فتح ابواب لطف و عنايت است.
4. صدقه دادن براى حفظ وجود مبارك امام عصر عليه السلام .
أ. صدقه دادن به هر میزان و در هر وقت برای حفظ وجود مبارک امام عصر علیه السلام. در کتاب «کلمه طیبه» بیان شده است که هر صدقه ای که انسان می دهد، یا برای خود است و یا برای محبوب و عزیزی که گرامی است در نزد او. بر حسب ظاهر، اصلاح بسیاری از امور معاش و معاد به سلامتی وجود است و معمولاً صدقه را برای سلامتی می دهند، و خیر آن در نهایت به خود صدقه دهنده باز می گردد، چرا که صحت عالم سبب سلامتی دین اوست. و چون هیچ نفسی عزیز تر و گرامی تر از وجود مقدس امام عصر نیست، لازم است که از هر وسیله ای برای بقای صحت و دفع بلایای مقرر شده بر آن حضرت استفاده کرد.
ب. در روایات است که رسول خدا وائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم به جهت سلامتى و حفظ وجود مقدس خود از شرّ ارضى و سماوى و جنّى و انسى براى جلب منافع دنيويّه و اخرويّه در صبح و شام ونيم شب و اول ماه و اول سفر و غير اينها از حالات و اوقات ، صدقه مى دادند و در آن اهتمام داشتند.
5. حجّ كردن و حجّه دادن به نيابت امام عصر عليه السلام
أ. حجّ كردن و حجّه دادن به نيابت امام عصر عليه السلام چنان كه در ميان شيعيان مرسوم بود در قديم و آن جناب تقرير فرمودند.
6. برخاستن از براى تعظيم شنيدن اسم مبارك امام عصر عليه السلام
أ. برخاستن به جهت عرض اردت و تعظیم شان مبارک ایشان، بخصوص اگر نام «قائم» برده شود.
7. تضرع و مساءلت از خداوند به جهت حفظ ايمان
أ. از تكاليف در ظلمات ايّام غيبت ، تضرّع و مسئلت از خداوند تبارك و تعالى است، به جهت حفظ ايمان و دين از تطرق شبهات شياطين و زنادقه مسلمين.
ب. از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: «بدرستى كه از براى صاحب اين امر غيبتى است كه متمسك در آن غيبت به دين خود، مانند كسى است كه به دست خود خار درخت خاردار را بتراشد تا هموار شود.»
ت. امام صادق عليه السلام در روایتی به زراره فرمودند در ايّام غيبت این دعا را زیاد بخوانید: « اللّهم عرّفنى نفسك فانّك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك، اللّهم عرّفنى رسولك فانّك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجّتك .اللّهم عرّفنى حجّتك فانّك ان لم تعرفنى حجّتك ضللت عن دينى.»
8. استمداد و استعانت و استكفاء و استغاثت به آن جناب
أ. از تكاليف عامّه رعاياى حضرت صاحب الامر عليه السلام در زمان غیبت و در هنگام نزول بلایا استمداد و استعانت و استكفاء و استغاثت به آن جناب است.
Showing posts with label مشخصات مومن. Show all posts
Showing posts with label مشخصات مومن. Show all posts
غیبت امام زمان علیه السلام (قسمت اوّل)
بحث غیبت مهمترین مبحث مهدویت است و بیشترین تعداد حدیث در آن آمده. بعدا از بحث اصالت مهدویت که بحث آن در مطالب قبلی گذشت و بیان نمودیم که همه ادیان در این قضیه اشتراک دارند، غیبت مهمترین بحث می باشد. اصل اعتقاد به غیبت مشترک بین همه مسلمانان است. همه به این نکته اذعان دارند که حجت خدا غایب می شود. اما شیوه ها، چگونگی ها و ریزه کاری آنها با باور شیعی متفاوت است. اما عده ای از دانشمندان اهل سنت هم به این باورها با مقداری تفاوت معتقدند. بعنوان مثال در کتاب منتخب الاثر(از آقای صافی گلپایگانی) 1294 روایت راجع به امام زمان جمع آوری شده و فقط در موضوع غیبت 100 آیه است که بیشترین آیات در یک موضوع است. برای نمونه در سوره بقره در پنج آیه اول مشخصات مومنون را بدین صورت بیان می کند:
در ذیل این آیات به خصوص آیه سوم، آن چیز هایی که به غیب بیان شده است، منظور امام مهدی عج است.
در تفسیر نور الثقلین 4 مورد حدیث در این باره آمده است:
در کتب اهل سنت، بعنوان نمونه «سَلمی مَقدِسى شافعى» درکتابش«عِقْدُ الدُّرَر فی اَخبار المهدی المنتظر»، حدود 300 صفحه راجع به امام زمان نوشته شده است. دو روایت هم در همین زمینه از اباعبدالله علیه السلام آورده که او فکر کرده امام حسین است. درحالی که اگر اباعبدالله الحسین در روایات ذکر نشده باشد، منظور امام صادق علیه السلام است.
نمونه دیگر در کتاب «البرهان فی علامات المهدی آخر الزمان» از «حسام الدین متقی هندی» روایت در خصوص غیبت امام زمان آمده و همچنین در کتاب «العرف الوردی فی اخبار المهدی» از جلال الدین سیوطی این روایات را آورده اند. البته در اینجا روایت را از کتاب الغیبه شیخ طوسی بیان می کنیم، ولی آدرس آن را از کتب اهل سنت در ذیل آن آورده شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
الم «1» ذَلِکَ الْکتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ «2» الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ«3» والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ «4» أُوْلَـئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «5»
به نام خدا که رحمتش بى اندازه است و مهربانى اش همیشگى. الم «1» در [وحى بودن و حقّانیّت] این کتاب [با عظمت] هیچ شکى نیست ; سراسرش براى پرهیزکارانْ هدایت است.«2» آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنان روزى داده ایم ، انفاق می کنند.«3» و آنان که به آنچه به سوى تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند.«4» آنانند که از سوى پروردگارشان بر [راه] هدایت اند و آنانند که رستگارند.«5»
در ذیل این آیات به خصوص آیه سوم، آن چیز هایی که به غیب بیان شده است، منظور امام مهدی عج است.
در تفسیر نور الثقلین 4 مورد حدیث در این باره آمده است:
تفسیر نور الثقلین مجلد:1 من ص 31 ح 11روایت 12 در همان قسمت:
عن ابى عبدالله علیه السلام فی قول الله عزوجل(هدى للمتقین.. ) قال:من اقر بقیام القائم علیه السلام انه حق.
امام علی فرمودند، متقن کسانی هستند که اقرار می کنند به قیام حضرت ولی عصر و اینکه ایشان حق هستند.
سألت الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام عن قول الله عزوجل: ( الم ذلک الکتاب لاریب فیه هدى للمتقین الذین یؤمنون بالغیب ) فقال: المتقون شیعة على علیه السلام والغیب هو حجة الغایب، وشاهد ذلک قول الله عزوجل وَیَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّی مَعَکُم الْمُنتَظِرِینَ (یونس/20) فاخبر عزوجل ان الایة هى الغیب، والغیب هو الحجة وتصدیق ذلک قول الله عزوجل وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ آیَةً(مومنون/50) یعنى حجةپس منظور از غیب حجت خداست. البته این نکته جای تامل دارد که این کار کنار هم گذاشتن آیات و استنتاج از آنها کار ما نیست و کار معصوم است و ما باید فقط آنها را یاد بگیریم و استفاده کنیم.
متقین، شیعیان امیر المومنین هستند و غیب یعنی حجت غایب. و شاهد آن هم این آیه است که: (یونس 20) « مشرکین گفتند چرا آیه ای از طرف او نازل نمی شود؟ خداوند فرمود: غیب مال خدا است، منتظر باشید. من با شما منتظرین هستم.» و خدا در آیه ای دیگر از غیب خبر داده که غیب، حجت خداست. شاهد بر این قول این آیه است: (مومنون 50) «ما قرار داریم مریم و فرزندش را آیت.» یعنی حجت.
در کتب اهل سنت، بعنوان نمونه «سَلمی مَقدِسى شافعى» درکتابش«عِقْدُ الدُّرَر فی اَخبار المهدی المنتظر»، حدود 300 صفحه راجع به امام زمان نوشته شده است. دو روایت هم در همین زمینه از اباعبدالله علیه السلام آورده که او فکر کرده امام حسین است. درحالی که اگر اباعبدالله الحسین در روایات ذکر نشده باشد، منظور امام صادق علیه السلام است.
نمونه دیگر در کتاب «البرهان فی علامات المهدی آخر الزمان» از «حسام الدین متقی هندی» روایت در خصوص غیبت امام زمان آمده و همچنین در کتاب «العرف الوردی فی اخبار المهدی» از جلال الدین سیوطی این روایات را آورده اند. البته در اینجا روایت را از کتاب الغیبه شیخ طوسی بیان می کنیم، ولی آدرس آن را از کتب اهل سنت در ذیل آن آورده شده است.
الغیبة- الشیخ الطوسی ص 161... سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: إن لصاحب هذا الامر غیبتین إحداهما تطول حتى یقول بعضهم: مات، ویقول بعضهم: قتل، ویقول بعضهم: ذهب، حتى لا یبقى على أمره من أصحابه إلا نفر یسیر لا یطلع على موضعه أحد من ولده ولا غیره إلا المولى الذی یلی أمره (عنه إثبات الهداة: 3 / 500 ح 280 وفی البحار: 52 / 152 ح 5 عنه وعن غیبة النعمانی: 171 ح 5 فی منتخب الاثر: 253 ح 9 عن البرهان للمتقی الهندی: 171 ح 4 )همچنین این روایت از قول امام حسین علیه السلام هم بدین گونه نقل شده است:
از امام صادق ع بیان شد که صاحب این امر دو غیبت دارد، یکی از آنها طول می کشد تا اینکه برخی می گویند او مرد، برخی می گویند کشته شد، برخی می گویند رفت، آنقدر این طول می کشد که افراد دوستار او(اصحابش) پراکنده می شوند. هیچ کس نمی داند او کجاست، حتی حتی فرزندانش و غیر فرزندانش هم نمی دانند که کجاست. فقط یک عده کمی که نوکران او هستند می دانند.
کلمات الإمام الحسین (ع)- الشیخ الشریفی ص 660: عن أبی عبد الله الحسین بن علی علیهما السلام أنه قال: ( لصاحب هذا الأمر - یعنی المهدى علیه السلام - غیبتان، إحداهما تطول حتى یقول بعضهم: مات، وبعضهم: قتل، و بعضهم: ذهب. ولا یطلع على موضعه أحد من ولى ولا غیره، إلا المولى الذى یلى أمره ). (عقد الدرر: 134. 2 - عقد الدرر: 171)در کتب شیعه مفصل روایت داریم. بعنوان نمونه در کتاب بحارالأنوار ج 51 ص 52 باب 5:
امام حسین علیه السلام: برای صاحب این امر-یعنی مهدی علیه السلام- دو غیبت است، یکی از آنها طول می کشد تا اینکه برخی می گویند او مرد، برخی می گویند کشته شد، برخی می گویند رفت. از دوستان و غیر دوستانش هم هیچ کس نمی داند او کجاست، غیر از یک عده کمی که نوکران او هستند.
الآیات المؤولة بقیام القائم عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ قَالَ مَنْ أَقَرَّ بِقِیَامِ الْقَائِمِ ع أَنَّهُ حَقٌّبحارالأنوار ج 51 ص 52 باب 5- الآیات المؤولة بقیام القائم 29- ک، [إکمال الدین]
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه از قرآن می فرمایند: هرکس که به قیام قائم علیه السلام اقرار داشته باشد، حق است.
... قَالَ سَأَلْتُ الصَّادِقَ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الم ذلِکَ الْکتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ فَقَالَ الْمُتَّقُونَ شِیعَةُ عَلِیٍّ ع وَ أَمَّا الْغَیْبُ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ وَ شَاهِدُ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِآیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَبحارالأنوارج 52 ص143 باب22- فضل انتظار الفرج و مدح الشی60-
از امام صادق علیه السلام راجع به این آیه سوال شد، امام صادق فرمودند: متقین شیعیان علی ع هستند. و غیب هم حجت غایب است و شاهد آن هم آیه 20 سوره یونس است که توضیح آن قبلاً آمد.
نص، [کفایة الأثر] بِالْإِسْنَادِ الْمُتَقَدِّمِ فِی بَابِ النَّصِّ عَلَى الِاثْنَیْ عَشَرَ عَنْ جَابِرٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ یَغِیبُ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ لَا یُسَمَّى حَتَّى یُظْهِرَهُ اللَّهُ فَإِذَا عَجَّلَ اللَّهُ خُرُوجَهُ یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ثُمَّ قَالَ ص طُوبَى لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ طُوبَى لِلْمُقِیمِینَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِکَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کتَابِهِ فَقَالَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ قَالَ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.پس ما در این قسمت مساله غیبت را از نظر آیات قرآن بیان کردیم. و نشان دادیم که مساله غیبت در قرآن آمده است.
از جابر انصاری از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: غایب می شود از نزد آنها حجت خدا. نام برده نمی شود از او تا اینکه خداوند او را خارج کند. وقتی خداوند این خروج را به جلو انداخت، او زمین را پر می کند از عدل و داد همانگونه که پر شده بود از ظلم و ستم. سپس فرمودند: خوشا به حال آنان که در این دوران غیبت صبر می کنند، خوشا بحال آنانی که در سایه محبت و لطف او زندگی می کنند. اینان همان کسانی هستند که خداون راجع به اینها این آیه را کتابش فرمود: «کسانی که به غیب ایمان دارند»، وگفت «آنان از حزب خدا هستند و حزب خدا رستگار است.»
برچسب ها: ادیان آسمانی، روایات مربوط به امام زمان، غیبت، قرآن، کتب اهل سنت، مشخصات مومن، موعود
Subscribe to:
Posts (Atom)