Showing posts with label امام زمان. Show all posts
Showing posts with label امام زمان. Show all posts

آشنایی با امام زمان علیه السلام

امام زمان هم نام پیامبر هستند و القاب گوناگونی دارند. در روایتی آمده که حضرت را جلوی دیگران به نام نبرید( منظور نام م ح م د است.) از مراجع تقلید هم عده ای مانند آقای روحانی و وحید خراسانی و... نام بردن حضرت را حرام می دانند ولی آقای خویی و سیستانی آن را مکروه می دانند و حرام بودن را محدود به دوران غیبت صغری می دانند.
در کتاب شریف نجم الثاقب 182 نام را برای حضرت نام برده اند و برخی دیگر از جمله آقای به نیا تا 313 نام و برخی 600 نام را برای آن حضرت عنوان کرده اند.
در دعای ندبه بیش از50 نام، در قرآن حدود 30 نام و در زیارت آل یاسین و در سایر ادعیه که در مورد وجود مقدس امام عصر صلوات الله علیه است، نام های آن حضرت ذکر شده است.
برای مثال در زیارت آل یاسین می توان به این اسامی اشاره کرد: ناصر، مقدم، بقیه الله، حجه الله، وعد الله، باب الله و المامول.

همچنین الفاظ و اسامی حضرت در قرآن بکار رفته است مثل سوره اسرا آیه 33:
وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا
و کسى را که خدا کشتنش را حرام کرده [و به جانش حرمت نهاده] جز به حق نکشید، و هر کس مظلوم [و به ناحق] کشته شود، براى وارثش تسلّطى بر قاتل [جهت خونخواهى، دیه و عفو] قرار داده ایم، پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روى کند. زیرا او [با قوانین صحیح و درستى چون دیه و قصاص] مورد حمایت قرار گرفته است.
کلمه «منصور» نام مقدس امام عصر علیه السلام می باشد.
و یا در سوره هود آیه 86 اینگونه می خوانیم:
بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ وَمَا أَنَاْ عَلَیْکُم بِحَفِیظ
آنچه خدا باقى می گذارد، براى شما بهتر است اگر مؤمن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم.

کنیه حضرت «ابوالقاسم» است. ابوالقاسم در عرب یعنی پدر قاسم! معلوم نیست که حضرت بچه داشته باشند، اما مثلاً از وقتی امام صادق به دنیا می آیند کنیه ایشان ابوعبدالله می شود و یا ام سلمه و یا.... در واقع اعراب از وقتی که فرزند به دنیا می آید برای او کنیه می گذارند. این یک سنت اسلامی است و خیلی مربوط به فرزندان آن فرد نیست.

معروف ترین لقب آن حضرت«مهدی» است. اهل سنت هم به این اسم می شناسند. مهدی اسم مفعول است. به معنی هدایت یافته. از امام باقر علیه السلام سوال می شود:(بحار الانوار ج 51 ص 29 و 30 ح 2) مهدی یعنی چه و چرا حضرت مهدی نامیده شده است؟
فَإِنَّمَا سُمِّیَ الْمَهْدِیَّ لِأَنَّهُ یُهْدَى لِأَمْرٍ خَفِیٍّ یَسْتَخْرِجُ التَّوْرَاةَ وَ سَائِرَ کُتُبِ اللَّهِ مِنْ غَارٍ بِأَنْطَاکِیَّةَ فَیَحْکُمُ بَیْنَ أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِالتَّوْرَاةِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِالْإِنْجِیلِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْفُرْقَانِ بِالْفُرْقَانِ وَ تُجْمَعُ إِلَیْهِ أَمْوَالُ الدُّنْیَا کُلُّهَا مَا فِی بَطْنِ الْأَرْضِ وَ ظَهْرِهَا ظَهْرِهَا فَیَقُولُ لِلنَّاسِ تَعَالَوْا إِلَى مَا قَطَعْتُمْ فِیهِ الْأَرْحَامَ وَ سَفَکْتُمْ فِیهِ الدِّمَاءَ وَ رَکِبْتُمْ فِیهِ مَحَارِمَ اللَّهِ فَیُعْطِی شَیْئاً لَمْ یُعْطِ أَحَدٌ کَانَ قَبْلَهُ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص هُوَ رَجُلٌ مِنِّی اسْمُهُ کَاسْمِی یَحْفَظُنِی اللَّهُ فِیهِ وَ یَعْمَلُ بِسُنَّتِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا وَ نُوراً بَعْدَ مَا تَمْتَلِئُ ظُلْماً وَ جَوْراً وَ سُوءاً
آن حضرت را مهدی نام نهادند از آن جهت که ایشان یارانشان را هدایت می کنند به چیزی که پنهان شده، و خارج می کند اصل کتب تورات و انجیل و فرقان وسایر کتب تحریف شده را از غاری در انطاکیه (استامبول کنونی ) تمام احوال دنیا به دست حضرت می رسد. چه آنهایی که ظاهر است و چه آنهایی که مخفی است. و آن حضرت اموال را بین مردم تقسیم می کند و می فرمایند بیاید این ها را بگیرید، این ها اموالی است که بخاطر آن قطع رحم کردید و خون ریختید وحرام خدا را انجام داده اید. پیامبر اکرم اینگونه می فرمایند: او از ماست، اسمش اسم من است و خدا سنت مرا و دین مرا با او حفظ می کند. او به سنت من عمل می کند و زمین را پر از عدل و داد می کند، بعد از اینکه از ظلم و جور پر شده باشد.

آقای صافی گلپایگانی در کتاب منتخب الاثر 1294 حدیث در باره ایشان جمع آوری کرده اند.

معروف ترین این القاب «القائم» است که حضرت رضا علیه السلام با شنیدن این نام می ایستادند، دست خود را بر سر می گذاشتند و می فرمودند: الهم عجل فرجه و سهل مخرجه.

در کتاب کفایة الأثر - الخزاز القمی ص 283 اینگونه آمده:
حدثنا محمد بن علی، قال حدثنا عبد الواحد بن محمد بن عبدوس العطار، قال حدثنا علی بن محمد بن قتیبة النیشابوری، قال حدثنا حمدان بن سلیمان، قال حدثنا الصقر بن أبی دلف، قال: سمعت أبا جعفر محمد بن علی بن موسى الرضا علیه السلام یقول: الإمام بعدی ابنی علی، أمره أمری وقوله قولی وطاعته طاعتی، والإمام بعده ابنه الحسن أمره أمر أبیه وقوله قول أبیه وطاعته طاعة أبیه. ثم سکت فقلت له: یا بن رسول الله فمن الإمام بعد الحسن؟ فبکى علیه السلام بکاءا شدیدا ثم قال: إن بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر. فقلت له: یا ابن رسول الله ولم سمی القائم ؟ قال: لأنه یقوم بعد موت ذکره وارتداد أکثر القائلین بإمامته. فقلت له: ولم سمی المنتظر ؟ قال: لأن له غیبة یکثر أیامها ویطول أمدها، فینتظر خروجه المخلصون وینکره المرتابون ویستهزئ به الجاهدون.
سمی القائمُ قائماً لِاَ نَّه یقوم بعد موت ذکره و ارتداد اکثر القائلین بامامته
این حضرت قائم نامیده شدند به این خاطر که وقتی یاد آن حضرت از خاصره ها محو می شود ظهور می کنند و زمانی است که اکثر قائلین به امامتش از او برگشتند. یعنی اکثر شیعیان و نه یهودیان و مسیحیان!

از القاب دیگر حضرت «المامول»، که در زیارت آل یس آمده یعنی کسی که نسبت به او امل (آرزو ) وجود دارد. المُاّمّل یعنی آرزو شده، دیگر لقب ایشان «المنتظر» است، یعنی کسی که به انتظارش هستند و غیبتی دارد که آن غیبت طولانی شده است. لقب دیگر «المَوتور» به معنی کسی که عزیزش را کشته اند (امام حسین علیه السلام و فرزندان آن حضرت.) لقب دیگر ایشان که سرلوحه این نوشتار هم می باشد، «المضطر» است به معنی کسی که خداوند به اضطرارش پاسخ می دهد در روزی که پرده خانه کعبه را می گیرد و آیه اضطرار را می خواند و خداوند به آن حضرت اجازه ظهور می دهند.

پدر آن امام حسن عسکری علیه السلام است (ایشان به ابن الرضا هم معروف هستند. بعد از امام رضا ع سه فرزند ایشان، امام جواد و هادی و عسکری را به این نام می شناختند.) مادرشان نرجس خاتون است. و نام اصلی ایشان مَلیکا است. پدر ایشان یشوعا پسر امپراطور روم است. جد مادری ایشان به فاصله هفت نسل حضرت شمعون (پیتر) است که وصی حضرت عیسی بوده است.
مادر امام باقر ع دختر امام حسن ع بوده است، پس امام زمان از نوادگان امام حسن علیه السلام هم محسوب می شوند. از طرف دیگر از طریق.شهربانو که دختر یزدگرد سوم پادشاه ایران بوده و مادر امام سجاد علیه السلام از نوادگان پادشاهان ایران هم هستند واز طریق امام حسین علیه السلام نوه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و همچنین از نوادگان حضرت ابراهیم است.

یعنی ایشان که برای سلطنت و حاکمیت بر زمین انتخاب شده است هم از نوادگان پادشاهان است و هم از نسل انبیا اولی العظم. چه بنی اسرائیل و چه اعراب که به حضرت ابراهیم می رسند.

داستان ازدواج امام عسکری در بحارالأنوار ج 51 ص 6باب 1- ولادته و أحوال أمه صلوات الله علیها بدین گونه آمده است:
روزی امام هادی که در سامرا بوده اند یک از اصحاب را بعنوان بشربن سلیمان صدا می کنند وبه او می گویند که تو مورد اطمینان ما هستی از او می خواهند به بغداد برود به بازار برده فروشها نزد یک برده فروشی که یک کنیزی دارد که خیلی باوقار است و با فروشنده شرطی کرده که با موافقت خود به فروش برسد. بشر می رود و نامه ای هم از امام با خط رومی به او می دهد نامه را می خواند و می بوسند و می پذیرند که با او بیاید. در راه بشر بن سلیمان از او سوال می کند که جریان چیست؟ نرجس خاتون می فرمایند پدرم می خواست مرا به عقد پسرعمویم در آورد، ناگهان تخت فرو ریخت، صلیب ها افتاد و پسر عمویم افتاد و از هوش رفت. اسقف ها گفتند این کار را نکن و این نشانه بدی است. و نشانه زوال دین مسیح است اما پادشاه دوباره اصرار می کند و دوباره این اتفاق می افتد. نرجس خاتون همان شب خواب می بیند که پیامبر ص، حضرت عیسی ع و حضرت شمعون ع آمده اند و حضرت محمد ص ایشان را از حضرت عیسی خواستگاری می کنند و ایشان می فرمایند این تاج افتخاری است برای من و قبول می کنند و به عقد امام عسکری در می آورند و از آن موقع دیگر امام عسکری را نمی بینند و مریض و دل افسرده می شوند بطوریکه هیچ غذایی نمی توانسته اند بخورند و بیمار می شوند. هیچ کدام از پزشکان معالجه نمی توانند معالجه کنند. خود نرجس خاتون به پدرش می گوید این برده هایی که از مسمانان گرفته ای آزاد کن، شاید حال من بهتر شود. این کار را می کنند، حال ایشان بهتر می شود و می توانند غذا بخورند و در همان شب خواب می بینند حضرت زهرا سلام الله علیها را که با حضرت مریم و عده ای از زنان پاک می آیند و ایشان را می بوسند و نرجس خاتون می گوید که از همسرم دور افتاده ام و حضرت زهرا س می فرمایند تا اینکه به اسلام تشرف پیدا نکنی نمی توانی ابا محمد را بیینی و او همانجا شهادتین را می گوید و از آن به بعد امام عسکری را می دیدند تا اینکه امام عسکری می فرمایند جنگی می شود وتو با لباس مبدل در آن جنگ برو، اسیر می شوی و به بغداد می آیی، فردی خواهد آمد و نامه ای از طرف ما می آید و سایر قضایا.
بشر از ایشان می پرسد عربی را چگونه می دانی؟ می فرمایند، من از پدربزرگم خواستم تا یکی از مترجمین را در اختیار من بگذارد. و او به من عربی را آموخت. آن حضرت به منزل امام هادی وارد می شوند و امام هادی به دختر خود حکیمه خاتون فرمودند ای دختر رسول خدا بیا و این خانم را ببر و دین و احکام آن را به او بیاموز که او مادر حجت خدا خواهد بود.

ضرورت شناخت امام زمان علیه السلام

مهدویت مورد اتفاق همه مسلمانها است اعم از شیعه و سنی. همه به این نکته اعتقاد دارند که یک مصلح جهانی ظهور خواهد کرد. اما در کیفیت ظهور تفاوت هایی وجود دارد. غیر مسلمان ها -دیگر ادیان آسمانی- هم این اعتقاد را دارند ولی نه بنام مهدی. همه در انتظار یک موعود هستند. پس همه کسانی که به ادیان آسمانی اعتقاد دارند این موضوع را قبول دارند. اما در جزئیات با هم متفاوتند.

وجوب شناخت امام زمان عج
چرا باید به شناسایی چنین انسانی برویم؟ معرفت در دین سنگ بنا است. یعنی اگر معرفت نباشد، عمل و تلاش هیچ فایده ای ندارد. معصوم علیه السلام می فرماید: اول علم معرفته. معرفه الله متفق القول همه ی انسانها ست. اما بعد از خداوند شناختن پیامبر و دین او لازم است و بعد از آن معرفت اوصیا پیامبر شرط ایمان محسوب می شود. تعریف ایمان بر می گردد به اطاعت و تسلیم در برابر پیامبر و اوصیا او بر می گردد.

در قرآن سوره نسا آیه 65 می خوانیم: ایمان نیاورده اند تا اینکه ای پیامبر تو را مرجع خود قرار دهند:
فَلاَ وَرَبِّک لاَ یؤْمِنُونَ حَتَّىَ یحَکمُوک فِیمَا شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لاَ یجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیتَ وَیسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه تو را در اختلافات خود به داوری طلبند؛ و سپس در دل خود از داوری تو احساس ناراحتی نکنند، و کاملا تسلیم باشند.

همین قضیه برای امام هم هست. در قرآن : سوره بنی اسراییل آیه 71 می خوانیم:
یوْمَ نَدْعُو کلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِی کتَابَهُ بِیمِینِهِ فَأُوْلَـئِک یقْرَؤُونَ کتَابَهُمْ وَلاَ یظْلَمُونَ فَتِیلاً
[یاد کن] روزى را که هر گروهى از مردم را با پیشوایشان می خوانیم؛ پس کسانى که نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنان نامه خود را ]با شادى و خوشحالى] می خوانند و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی گیرند.

اما اگر چنانچه کسی بگوید قائل به امامت حضرت علی هستم اما نه سایرین، او در گمراهی است. او مانند یهودی است که در زمان حضرت عیسی به او ایمان نیاورده است. و یا مسیحی که به اسلام رو نمی آورد. اینان کافر هستند. اما کافر اهل کتاب هستند. آنها در قیامت پیروز نیستند و به آتش می روند مگر اینکه خداوند بواسطه همین اهل بیت آنها را نجات دهد.

در آیات اول سوره معارج داستان نضر بن حارث یا حارث فهری را می خوانیم که بعد از غدیر به خیمه پیامبر صلوات الله علیه رفت و گفت این چه کاری بود که کردی و پسر عمویت را جانشین خودت کردی؟ آیا این کار از طرف خدا بود؟ پیامبر فرمودند: آری این خواست خداست. او قبول نکرد و دعا کرد که اگر پیامبر راست می گویند سنگی از آسمان بیاید و او را بکشد. به محض اینکه پایش را از خیمه رسول الله بیرون گذاشت، همین شد:
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ «1» لِّلْکافِرینَ لَیسَ لَهُ دَافِعٌ «2» مِّنَ اللَّهِ ذِی الْمَعَارِجِ «3»
درخواست کننده اى عذابى را که واقع شدنى است درخواست کرد«1»[عذابى که]ویژه کافران است، [و ] آن را بازدارنده اى نیست. «2» [این عذاب] از سوى خداى صاحب درجات است. «3»

لذا کسی که منکر امام زمان است کافر است باید گفت و نترسید.

اصول کافی ج 1 ص 371 ح 2:
الْحُسَینُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یحْیى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَیلِ بْنِ یسَارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَى یوْمَ نَدْعُوا کلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَقَالَ یا فُضَیلُ اعْرِفْ إِمَامَک فَإِنَّک إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَک لَمْ یضُرَّک تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ یقُومَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ کانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کانَ قَاعِداً فِی عَسْکرِهِ لَا بَلْ بِمَنْزِلَةِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوَائِهِ قَالَ وَ قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ بِمَنْزِلَةِ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله)

از امام صادق در رابطه با این آیه سوال شد، ایشان فرمودند: اگر تو امام خود را بشناسی، تاخیر اینکه امام در این زمان زمام امور را بدست گیرد در تو خللی ایجاد نخواهد کرد. اگر کسی امامش ر ا شناخت و فوت کرد قبل از اینکه صاحب امر ظهور کند، او در عین حالی که از دنیا رفته اجر و پاداش و منزلت کسی را دارد که در لشگرگاه آن حضرت در زمان ظهور شرکت کرده. بلکه بالاتر از آن در تحت پرچم او قرار گرفته. بعضی از اصحاب امام صادق این قضیه را نقل کردند و اضافه کردند که بلکه مانند کسی که در زمان پیامبر جنگیده است و شهید شده است.


اصول کافی ج1 ص180 بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیهِ حدیث 2:
الْحُسَینُ عَنْ مُعَلًّى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أُذَینَةَ قَالَ حَدَّثَنَا غَیرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) أَنَّهُ قَالَ لَا یکونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى یعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ کلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ وَ یرُدَّ إِلَیهِ وَ یسَلِّمَ لَهُ ثُمَّ قَالَ کیفَ یعْرِفُ الْآخِروَ هُوَ یجْهَلُ الْأَوَّلَ.
امام حسن علیه السلام می فرمایند بنده مومن نمی شود مگر اینکه معرفت خدا و رسول و امام زمان خود را داشته باشد و در مواردی که لازم دارد به سوی امام زمان برود و تسلیم او باشد. آن کسی که نسبت به امام اول جهل داشته باشد، چطور می خواهد امام زمان خود را بشناسد؟
همان منبع حدیث 5
الْحُسَینُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیوبَ عَنْ مُعَاوِیةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ ذَرِیحٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْأَئِمَّةِ بَعْدَ النَّبِی (صلى الله علیه وآله) فَقَالَ کانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِمَاماً ثُمَّ کانَ الْحَسَنُ (علیه السلام) إِمَاماً ثُمَّ کانَ الْحُسَینُ (علیه السلام) إِمَاماً ثُمَّ کانَ عَلِی بْنُالْحُسَینِ إِمَاماً ثُمَّ کانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی إِمَاماً مَنْ أَنْکرَ ذَلِک کانَ کمَنْ أَنْکرَ مَعْرِفَةَ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَى وَ مَعْرِفَةَ رَسُولِهِ (صلى الله علیه وآله) ثُمَّ قَالَ قُلْتُ ثُمَّ أَنْتَ جُعِلْتُ فِدَاک فَأَعَدْتُهَا عَلَیهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَالَ لِی إِنِّی إِنَّمَا حَدَّثْتُک لِتَکونَ مِنْ شُهَدَاءِ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَى فِی أَرْضِهِ.
امام صادق سوال کردم در مورد امامان بعد از پیامبر. فرمودند امام علی امام هستند، بعد امام حسن، بعد حسین و علی ابن حسین.... و آن کسی که آن را انکار کند، مثل آن است که خداوند را انکار کرده است. پرسیدم معرفت شما هم از همین سنخ است. فرمودن آری معرفت من همینطور است و بشارت باد بر تو که تو بر این شهادت می دهی.


اصول کافی ج 1 ص188 بَابُ فَرْضِ طَاعَةِ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام) حدیث 11:
عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِی عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی سَلَمَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یقُولُ نَحْنُ الَّذِینَ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا لَا یسَعُ النَّاسَ إِلَّا مَعْرِفَتُنَا وَ لَا یعْذَرُ النَّاسُ بِجَهَالَتِنَا مَنْ عَرَفَنَا کانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکرَنَا کانَ کافِراً وَ مَنْ لَمْ یعْرِفْنَا وَ لَمْ ینْکرْنَا کانَ ضَالًّا حَتَّى یرْجِعَ إِلَى الْهُدَى الَّذِی افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیهِ مِنْ طَاعَتِنَا الْوَاجِبَةِ فَإِنْ یمُتْ عَلَى ضَلَالَتِهِ یفْعَلِ اللَّهُ بِهِ مَا یشَاءُ.
ما کسانی هستیم که خداوند اطاعت ما را واجب کرده و باید ما را اطاعت کنند و هیچ کسی عذرش پذیرفته نیست. آن کسی که ما را بشناسد مومن است و کسی که منکر شود کافر است و کسی که نه ما را تایید کند و نه تکذیب او گمراه است، مگر اینکه برگردد و راه صحیح را پیدا کند. اگر بر آن گمراهی از دنیا برود، خود می داند و خدای خود.

عَلِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ یونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیلِ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَفْضَلِ مَا یتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ أَفْضَلُ مَا یتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَةُ اللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِهِ وَ طَاعَةُ أُولِی الْأَمْرِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) حُبُّنَا إِیمَانٌ وَ بُغْضُنَا کفْرٌ.
بالاترین عملی که بندگان بوسیله آن به خداوند نزدیک می شوند چیست؟ فرمود اطاعت خدا و رسول و اولی الامر است. حب ما ایمان است و بغض ما کفر است.
امام رضا علیه السلام در راه مرو از نیشابور عبور می کردند، در آن زمان 95% مردم ایران سنی بودند و شیعیان بسیار کم بودند و در شمال ایران زندگی می کردند. نوع این شیعیان هم اثنی عشری نبودند. بلکه شش امامی (اسماعیلی) بودند. وقتی امام به نیشابور رسیدند دانشمندان اهل سنت به خدمت امام رسیده و از ایشان خواستند تا کلامی را از رسول خدا نقل کنند. (قبول داشتند که او پسر رسول خداست و دانشمند است، اما بعنوان امام و جانشین پیامبر او را قبول نداشتند.) ایشان فرمودند:
لااله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی.
لااله الا الله حصار و قلعه من است. هرکس که به این قلعه وارد شود از عذاب من در امان خواهد بود.
همه این مطلب را ثبت کردند و خوشحال شدند. امام هم به داخل کجاوه بازگشتند، اما امام سر خود را از کجاوه بیرون آوردند و فرمودند:
بشرطها و انامن شروطها.
داخل این قلعه شدن شرط هایی دارد و من از شرطهای آن هستم. (اگر کسی من را بعنوان حجت الهی قبول نداشته باشد پیروز و رستگار نیست.)